حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

23

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

تساهل دوستان را در نامه‌نگارى نكوهش كرده و آن را معلول رابطه با فرنگىمآبان برمىشمارند كه مكتوباتشان يا « تقويم پارين و پيرارين » است يا جز چند سطرى در جويايى حال ، مطلبى ديگر را مشتمل نيست . مىنويسد : - « . . . دوستان و رفقاى من همه اين حالت را دارند كه اگر من سبقت در پرسش احوال آن‌ها نكنم ، ابدا از طرف آن‌ها اظهار حيات نمىشود . بر پدر فرنگىها لعنت كه اين قانون را در ايران جارى كردند كه حاصل انسانيت را به رفع حاجت و اقتضاى ضرورت قرار دادند . » تمايل ديگر ، تعظيم فرائض دينى ، عمران و ابقاء نام نيك است . در رعايت فرائض دينى و انجام عبادات ، از تساهل بدورند و به خيرات و مبرات نيز بس متمايل . در زمان حيات ، به ايجاد طرق و شوارع ، بناى آب‌انبار و كاروانسرا و استراحتگاه ، تعمير ابنيهء مقدسه ، معاضدت ايتام و طلاب علوم دينى ، و يارى فرودستان بگاه عسرت و بلايا ، اهتمام ورزيده و در وصاياى خويش ، استمرار خيرات و اقدام به امور خير را از وراث خواستار مىگردد . ديگر ، تقديس حريم حكومت است . حسين قلى خان برآمده‌ى عصر اقتدار اتابكى و ميرزا آقا خانى است و از اين روى حكومت را مقتدر مىخواهد و مبرا از سستى . ازاين كه امين السلطان حريم صدارت را به لهوولعب آلوده و موجبات سفول شأن آن را فراهم ساخته ، سخت دلتنگ و پيوسته در نكوهش وى كوشاست . بر مظفر الدين شاه و محمد على ميرزا و اتراك حول‌وحوش ايشان نيز خرده مىگيرد و وظيفه‌ى ايشان را هدم دولت و افناء مملكت مىداند . سلطان محبوب وى ناصر الدين شاه است ، اما اين پسند نيز نه‌چندان است كه خرده‌گيرى از او را مانع آيد و ستار العيوب گردد . در يك كلام ، حيطه‌ى اقتدار حكومت را به‌دور از شائبه‌ى هرگونه تعرض و استخفاف مىطلبد . شيوه‌ى حكومت وى چنان است كه در كلى و جزئى امور دخالت مىكند . پيوسته از احوال مملكت و مسائل ساير حكام و ولايات ، مطلع و ذى خبر است . از اوضاع جهان نيز بدور نيست . در رابطه با ساير رجال و قبول مناصب نيز شأن خود و مناصب اسبق خويش را دخالت تام مىدهد و بساكه از كارى به دليل كسر شأن يا خردى كار ، تن بازمىزند . در امور مالى و گذرانيدن حساب ، دقت تمام دارد « 1 » . در انجام امور محوله ، به پيغام وقعى نمىنهد و طلب

--> ( 1 ) - در تاريخ افضل الملك اثر افضل الملك كرمانى ، ( خطى ، مجلس ) در مورد حسين قلى خان آمده است : - « . . . خلاصه ، جناب نظام السلطنه در وزارت ماليه و رياست دفتر استيفاء فوق‌العاده جلوه كرد و . . . . در انظار رتبه‌ى وزارت ماليه را از رتبه‌ى وزارت داخله برتر ساخت . براتى را نزد او به دفتر آوردند كه وزير داخله زودتر از وى مهر كرده بود ؛ از اين كار برآشفت و سخنان حقه گفت و اظهار داشت كه ، اول بايد من صحت برات را امضاء كنم و بر پشت او مهر بزنم ، آن وقت وزير داخله يا هركس كه صدر اعظم باشد برات را مهر كند كه مطمئن به امضاء وزير ماليه باشد . وزير داخله را از صحت مرسوم و صدور برات و عمل دفتر ، چه اطلاع است كه هنوز برات به مهر من نرسيده او مهر مىكند . لختى اين سخنان بگفت و مهر وزير داخله را از پشت برات با آب دهن محو كرد و چون اصل برات صحيح بود ، آن را به مهر خود مختوم ساخته ، آن وقت به صاحب برات گفت ، حالا اين برات صحيح است ! »